۰۹
اسفند

گیوه دوزی ( کلاش بافی ، گیوه بافی )

مجموعه امیران و بانک جامع صنایع دستی ایران (IHCGI)Iran handicrafts General Information ارائه کننده مطالب آموزشی و مستندات هنری

از معروف ترین گیوه های ایران گیوه ملکی نام دارد. گیوه ای با رویه نفیس و گران قیمت که بیشتر در داخل خانه ها پوشیده می شده و هنوز نیز گاهی پوشیده می شود و به آن گیوه روفرشی هم مى گويند.

گیوه آجیده نوع گیوه تخت آجیده (ملکی)؛ مهمترین منطقه تولید این گیوه در قدیم شهر کرمانشاه بوده که این پایه افزار به گیوه کرمانشاهی ملکی معروف است .گیوه ای است کف تخت آن با نخ پرک آج خورده است و از استحکام زیادی برخوردار است در زمستان و تابستان و روی یخ و سنگ محکم به زمین می چسبد و در شرایط طبیعی منطقه و نوع فعالیت کوهستانی کارآیی دارد. زیره این تولید توسط سه کارگر زن تولید می گردد. یک نفر دور گیوه را می بافد کارگر دوم رویه گیوه را می بافد و کارگر سوم دم گیر یا شیرازه که از قسمت تکمیلی گیوه می باشد را می بافد. پس از تکمیل زیره، رویه آن توسط زنان و با سوزن چیده می‌شود این گیوه در قدیم در شهرهای تویسرکان و نهاوند که جز استان کرمانشاه بودند متدوال تر بود.

گیوه ملکی و اجزای آن

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

از انواع گیوه‌ها گیوه ملکی است که هنوز در شهر زرقان تولید می‌شود و نیز گفته می‌شود تا همین سالهای اخیر در روستای زفره تولید می‌شده‌است. گیوه ملکی از سه قسمت تشکیل شده است:

۱- رویه گیوه: چون مواد اولیه بافت آن پنبه می باشد لذا دارای طبیعتی خنک و نرم است رنگ این بافتنی همیشه سفید بوده است.بافتنی ای که از پنبه تهیه می‌شود که بسیار مستحکم و زیباست

۲-کناره یا حاشیه گیوه: این قسمت که بین رویه و کف گیوه قرار دارد و این دو را به هم محکم پیوند می دهد از جنس چرم ضخیم ساخته می شود. چرم گیوه از پوست حیوانات گوناگونی مانند گاو، گاومیش، و شتر و دیگر حیواناتی که دارای پوست ضخیم و محکم می باشد تهیه می شود.

۳- تخت یا کف گیوه: تخت گیوه به قسمت زیرین ان که با زمین تماس دارد گفته می شود. تخت گیوه که همان کف گیوه محسوب می‌شود از پارچه های محکم و به هم تنیده شده ساخته می شوند و از استقامت بالایی برخوردار است. رنگ تخت یا کف گیوه عمدتاً سیاه یا بنفش است گیوه‌های با این مشخصات به گیوه‌های ملکی شهرت دارند. نکته جالب در خلق گیوه ملکی این است که این نوع کفش شبیه هم ساخته شده و چپ و راست ندارد.

گیوه دوزی

برای شروع گیوه ‌دوزی اول باید کمری و دوری (بانه، چرم) را دوخت؛ دوری تسمه‌ای چرمی است که دورتادور تخت قرار می‌گیرد. برای دوختن کمری و دوری ابتدا با درفش سوراخی در دوری و تخت ایجاد می‌کنند و سپس با نخ و سوزن آن‌ها را می‌دوزند. پس از آن یک تکه چرم را که سه گوش بریده‌اند برای قسمت پشت پاشنهٔ پا به انتهای تخت می‌دوزند. گاهی برای زیبایی از چرم‌های رنگی روی آن دوباره دوزی می‌کنند. سپس قالب‌های چوبی را داخل تخت گذاشته و رویه را روی آن می‌کشند و شروع به دوختن رویه به دور تخت می‌کنند. سپس با مشته محکم روی گیوه می‌کوبند تا رویه شکل قالب را به خود گیرد.

جلوی قالب پوزهٔ باریک و پشت آن که خود متشکل از چند قالب مکعبی است، مستطیلی است که با اندازهٔ گیوه همخوانی دارد. بعد از دوختن کمری و رویه که با درفش (دروش) کوتاه تیغه گردی انجام می‌شود قسمت اضافهٔ دوری را به روی نوک گیوه بر می‌گردانند و با نخ و سوزن به رویه می‌دوزند چون این قسمت در برابر سنگ محکم‌تر است به سنگ بر یاد می‌شود همچنین قسمت اضافی در انتهای دوری را هم به پشت گیوه می‌دوزند. برای بریدن نخ یا چرم اضافه از شفره استفاده می‌کنند و برای تیز کردن کش کارد و شفره از سنگ‌های آهکی کف رودخانه‌ها استفاده می‌کنند.

 

فرایند تولید گیوه شامل سه بخش مهم و اساسی است:

مرحله  اول:

گیوه چینی یا رویه بافی است که اغلب از نخ هایی همچون ابریشم و نخ های تک لایه یا چند لایه پنبه ای بافته می شود.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

مرحله دوم

ساخت کف گیوه است که با توجه به مواد به كار رفته در کف، نوع و قیمت آن تغییر می کند.

مرحله سوم

توليد گيوه، مونتاژ رویه و تخته بر روی هم است که توسط استاد کاران گیوه دوز انجام می شود

گیوه تخت چرمی؛  این گیوه بتدریج جایگزین گیوه تخت آجیده شده و کف آن یک تکه از چرم گاومیش است که به اندازه پا در سایزهای مختلف آماده می‌شود و رویه آن همچون گیوه های دیگر سوزنی است.

گیوه تخت لاستیکی؛  از حدود نزدیک به 150 سال قبل به دلیل ارزانی و تخت محکم لاستیک از لاستیکهای فرسوده ماشین که برش داده می شد برای استفاده عشایر رونق پیدا کرد ولی به علت گرم بودن کف آن بافت این گیوه با این زیره کم کم از رونق افتاد و بیشترین استفاده آن در فصل زمستان و درمناطق روستایی است. ديگرى از گیوه است که رویه ای درشت باف دارد و خنک تر از دیگر گیوه ها به نظر می آید.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

در بهترین و مرغوب ترین نوع این پای افزار تکه پارچه های پنبه ای کهنه و غیرقابل مصرف به صورت رشته های دراز به عرض حدود یک سانتیمتر بریده شده و کنار هم قرار می گیرد و با چسب مخصوص به وسیله ابزاری که مشته نام دارد کوبیده می شود. این کار در سه لایه انجام می شود و پس از فشرده شدن به شکل کف گیوه در آمده و آماده استفاده می شود.

نوع دوم، گیوه هایی با کف چرم است که در ساخت آن از زائده هاى پوست گاو وحيوانات ديگر استفاده می کنند.

سومین نوع، ونازل ترين نوع محسوب مى شود گيوه‌هايى با کف لاستیکی است که امروزه به علت ارزانی، مصرف آن  میان گروه های کم در آمد رواج بیشتری دارد.  برای ساخت کف این گیوه عموما از لاستیک های غیر قابل مصرف اتومبیل ها استفاده می کنند .

در حال حاضر در بسیاری از نقاط از جمله آباده ، كازرون، بهبهان، دزفول ، مهريز، تفت و بخش هایی از استانهای اصفهان، چهارمحال و بختیاری، مركزی ، كرمانشاه ، کردستان و… انواع مختلف گیوه به عنوان یکی از صنایع دستی مهم این مناطق  تولید می شود.

در شهربروجرد هنوز بخشی از بازار که به تولید و عرضه نوعی گیوه نرم اختصاص دارد که به  بازار جوراب باف ها معروف است . گیوه خرم آبادی و گیوه کرمانشاهی هنوز نام هایی هستند که شنیده می شوند و گیوه قزوین همچنان شهرت دارد.

کلاش بافی

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

در استان کرمانشاه بافت پنج نوع گیوه معمول است که شامل: گیوه زیرپارچه ای، گیوه تخت آجیده، گیوه تخت چرمی، گیوه تخت لاستیکی و گیوه رویه ابریشمی است.

کردها به زبان محلی ، به گیوه «کلاش» می‌گویند. هیچ ماده مصنوعی در ساخت گیوه محلی کردستان یا همان “کلاش” به‌کار نمی‌رود؛ کفه‌های آن را با پارچه‌های به‌هم فشرده درست می‌کنند. پارچه‌ها را به‌وسیله نرینگی گاو به‌هم منسجم می‌کنند و روی گیوه را هم با نخ می‌بافند. کلاش سال‌ها عمر می‌کند و سرانجام هم به طبیعت برمی‌گردد.

گیوه زیرپارچه ای؛  در پاوه و در بخش اورامانات گیوه کشی و تولید گیوه زیره پارچه ای رایج است و در روستاهای حجیج و نودشه که از مراکز قدیمی و مهم تولید این نوع گیوه می باشد ساخته می شود. کار گیوه کشی در دو مرحله کارگاهی و خانگی انجام می‌شود اعمال کارگاهی آن درمغازه ها و با ابزارهای گوناگون و همیشه بدست مردان انجام می گیرد و کلاً مربوط به تخت گیوه است و به علت اینکه ساختن زیر گیوه مستلزم نیروی زیاد و مهارت کافی می باشد و یک کار فنی و تخصصی و سنگین است فقط توسط مردان انجام می گیرد. عملیات خانگی بر روی رویه توسط زنان و مردان انجام شده و ابزار آن فقط یک سوزن است. همچنین نوعی گیوه به نام کلاشهورامی در اورامانات کرمانشاه توسط گیوه بافان هورامان با تکه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته می شود.

بیش از 50 سال است که در شهر کرمانشاه گیوه رویه ابریشمی؛ معمول شده و در کنار نان برنجی جزء سوغاتی های کرمانشاه شناخته شده است، رویه آن از نخ ابریشمی الوان تهیه می‌شود و درحال حاضر به علت عدم ورود نخ ابریشم از خارج از کشور و هزینه بالای تهیه آن ویسکوز ، پرلون و نخ پلاستیکی جایگزین شده، این نوع گیوه بعنوان کفش خانگی و بیشتر زنانه است. نقشهای معروف آن ترمه، برگ بیدی، زربافت، توت فرنگی، پرچمی، نوری، پروانه، کوزه ای می باشد، رویه آن توسط قلاب بر روی کفه بافته می شود

 

 

بافندگی

ارائه کننده ihcgi

بافندگی ، بافتن نخ و تبدیل آن به پارچه است . نخ‌ها بصورت حلقه‌هایی در هم تنیده می‌شوند. بافتندگی هم از طریق دست و هم ماشینی انجام می‌شود و سبک‌ها و مدل‌های گوناگونی دارد. این تفاوت در گونه نخ‌ها و همچنین ضخامت میل بافندگی است.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

 

تاریخچه بافندگی

انسان برای پوشاندن خود از شاخهٔ درختان، برگ‌ها و علوفه استفاده می‌کرد و موفق به ساخت اولیهٔ ساختمان اصلی منسوجات گردید. تحول فوق ادامه یافت تا اینکه الیاف حیوانی، مانند پشم، مو، ابریشم و الیاف گیاهی مثل کنف و پنبه به طور وسیع مورد استفاده قرار گرفت. و سپس با پیدایش الیاف مصنوعی، پارچه‌هایی با ظرافت و ضخامت‌های متفاوت و با انعطاف‌پذیری بسیار بالا در دسترس قرار گرفت ..

گذشته بافندگی در ایران

 

پژوهش‌های دانشمندان و پژوهشگران نشان داده است که ایرانیان از پیشگامانی بوده‌اند که به کار بافندگی پارچه پرداخته‌اند. حتی ساکنین ایران باستان در دورهٔ دوم سنگ (یا به اصطلاح عصر حجر میانین) با فن پارچه‌بافی آشنا بوده‌اند. برای اثبات این واقعیت، بهترین گواه؛ سفال‌ها، نگین‌ها و مهره‌هایی‌اند که بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد در ژرفای خاک‌های این مرز و بوم جا گرفته‌اند.

 

پروفسور کارلتون کن که برای ادارهٔ کل باستان‌شناسی کار می‌کرد، ضمن کاوش‌هایی در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ در غاری موسوم به غار کمربند در نزدیکی دریای کاسپین، پارچه‌هایی به دست آورد که ثابت می‌کند اقوام ایرانی از همان آغاز غارنشینی، پشم گوسفند و بز را به‌صورت پارچه می‌بافتند. قدمت این بافتها  به ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

همچنین لنگرها و دوک‌هایی که طی سی سال اخیر در حفاری‌های مختلف به‌دست آمده نشان وجود کارگاه‌های بافندگی در ایران باستان است. باستان‌شناسانی چون پروفسور گیرشمن و دکتر فیلیس اکرمن تأیید می‌کنند که عمر این دوک‌ها و لنگرها، با نخستین آثار سکونت انسان در فلات ایران مطابقت کامل دارد.

 

در دورهٔ تمدن شوش (۴۵۰۰ سال قبل از میلاد) فن پارچه‌بافی با توجه به ظرافت پارچه، راه کمال را طی کرده است؛ تیغهٔ مسینی که با سفال‌های عهد اول در شوش به‌دست آمده هم‌اکنون در موزه لوور موجود است.

 

هنر بافندگی ایران در دوره هخامنشی به‌ویژه در زمینهٔ بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف، مشهور بود و شاهان این دوره به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. یکی از دلایلی که برای نشان دادن پیشرفت صنعت پارچه‌بافی در زمان هخامنشیان ارائه می‌شود این است که اسکندر با آن همه تعصب یونانی‌گری، برحسب نوشته‌های هرودوت و پلوتارک از زمان ورود به ایران تا هنگام مرگش لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد.

 

پلوتارک و دبودور همچنین در خصوص کیفیت و مرغوبیت  پارچه‌های زری که تار آن را از طلا و نقره می‌کشیدند و همچنین مخمل، پارچه‌های پشمی و پارچه‌های کتانی ایران در دورهٔ هخامنشیان مطالب بسیار نوشته اند ..

 

پس از انقراض دولت هخامنشی،به دو دلیل به  مدت ۵ قرن از نظر بسیاری از صنایع و هنرها از جمله صنعت بافندگی پیشرفت چشمگیری پدید نیامد. یکی نفوذ تمدن و سلیقه یونانی‌ها در دوره سلوکی‌ها. دوم روحیهٔ جنگجویی و جهانگیری پادشاهان اشکانی که هرچند افتخارات تاریخی بسیاری را سبب شد و در بعضی مواقع ناگزیر به جنگ بودند، با این همه پادشاهان این دوره را از پرداختن به این هنر، تشویق و تربیت صنعتگران و هنرمندان دور ساخت  .

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

از زمان اشکانیان یافته‌های فراوانی در دست نیست تنها اثری که از نساجی این دوره به‌دست آمده چند تکه پارچهٔ ابریشمی است که به‌همراه قطعه پارچه‌های بافته شده است .

 

یکی از درخشان‌ترین و گویاترین دوره‌ها از نظر بافندگی دورهٔ ساسانی بوده است. مسعودی در کتاب مروج‌الذهب می‌نویسد: «نیمی از شوکت و عظمت این دوره را باید در توسعهٔ صنایع از جمله صنعت بافندگی جستجو کرد.» خوشبختانه بافته‌های این دوره به‌وفور در موزه‌ها و کلیساهای غربیان حفظ شده است. دکتر محمد حسن زکی در کتاب صنایع ایران بعد از اسلام دربارهٔ بافته‌های این دوره می‌گوید: «در این دوره، بافندگی ایران به اوج عظمت، ترقی و رونق خود رسید.»

 

در دورهٔ اسلامی به سبب درگیری عمومی ایرانیان با اعراب و چند پارچگی حکومت‌ها در دوره‌های مختلف، صنعت بافندگی از درخشندگی و پیشرفت افتاده بود. مهاجمان هم دلِ خوشی از تمدن و فرهنگ ایرانی نداشتند، با این همه صنعت پارچه‌بافی ایستادگی کرد،هنرمندان این پیشهٔ ظریف با وجود آنکه بسیاری از خلفا، با خوار شمردن آن و این‌که جولاهگی شغل پستی است درصدد نابودی آن برآمدند، چنان کردند که پارچه‌بافان در زمرهٔ نجیب‌ترین، با اعتبارترین و اصلی‌ترین شاغلان به‌حساب آمدند.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

دروران سلجوقیان را باید دوران شکوفایی دوبارهٔ هنر ایران دانست. از آن دوره حدود ۵۰ تکه پارچه باقی مانده‌است که اوج هنر در آنها دیده می‌شود. در این دوره پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین نقشه‌ها بافته می‌شد. بافت شطرنجی یک‌درمیان و دولا معمول‌تر بود و پارچه‌های دورو و اطلسی در کمال مهارت رایج بود.

 

پروفسور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران به شناسایی نابسامانی‌ها و عقب‌ماندگی‌های سال‌های استیلای مغول بر ایران در زمینه نساجی می‌پردازد. او معتقد است: «استیلای مغول با آنکه نخست در سفال‌سازی و فلزکاری تأثیر مهمی نداشت، طراحی پارچه را به‌کلی تغییر داد. نقش‌هایی که از پیش از اسلام رواج داشت به‌کلی متروک شد. ترکیب‌ها و تصاویر همه از رواج افتادند. رنگ روشن و حتی سفید که برای زمینه‌های طرح‌ها انتخاب می‌شد تا طرحو شکل را برجسته‌تر جلوه دهد دیگر به‌کار نرفت و به‌جای آن رنگ‌های تند و تیره برای زمینه معمول شد. حتی روش کار هم تغییر کرد. سبک پارچه‌ها کم‌وبیش یکنواخت بود و اصل و منشأ طرح‌های این دوره غالباً نامعلوم است.

 

هجوم سبک چینی و مغولی که سرشار از خشونت بود در پارچه‌بافی مؤثر افتاد. در دوره تیموری پارچه‌بافان را از شهرهای مختلف جمع‌آوری، و به سمرقند اعزام کردند تا در آنجا مشغول کار گردند. بدیهی است آنچه در قالب دستور و سلیقه تیموریان به‌وجود آمد نمی‌توانست گامی به‌سوی پیشرفت باشد.»

 

دوران صفویان، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده‌است که پس از اسلام مانند تکرار نشده است. گویی نام ایران را در اندیشه‌ها زنده کردند. بر اثر حمایت بی‌دریغ شاهان صفوی از هنرمندان توفیق عظیمی در پارچه‌بافی به‌دست آمد. به‌راحتی می‌توان پذیرفت که هنرمندان این دوره خاصه در زمان شاه عباس کبیر بافته شده است در تمام تاریخ هنر نساجی جهان همتا ندارد.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

با سقوط صفویان به دست افغانها، افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای کمک به این هنر پر فرازو نشیب انجام ندادند. اگر دوره قاجاریه را یکی از بدترین و دردآورترین دوران در طول تاریخ ایران در زمینه صنعت نساجی و بافندگی پارچه‌های دستی و سنتی بدانیم، بجاست.

 

از طرفی دوره قاجار مصادف است با نهضت همه‌جانبه کارخانه‌های پارچه‌بافی اروپا، همچنین پارچه‌های روسی که افراد سودجو با رضایت شاهان وقت بی‌رویه و ارزان وارد کشور می‌کردند و مانع برابری تولید کارگاه‌های دستی و سنتی با کارگاه‌های ماشینی می‌شد. صنعتگران و هنرمندان هم که نه حمایتی می‌شدند و نه بازاری برای فروش دست از کار کشیدند واین هنر چندین هزار ساله را به‌دست فراموشی سپردند….

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

 

 

 

عروسک بافی ماسوله

بانک جامع صنایع دستی و مجموعه امیران تنها مرجع شناسه گزاری آثار هنری موضوع ذیل را جهت معرفی و شناخت بیشتر ارائه می کند :

عروسک های به شکل دختر و پسر که در ماسوله بافته می شوند همگی کاموایی و رنگارنگ هستند . درون آن با پنبه و پشم پر می شود وتمام لباس های عروسک یک پارچه بوده و با میل و قلاب بافته میشود. روی کلاه عروسکها با کاموای سبز عبارت ماسوله نوشته میشود. دو عروسک از سر به وسیله نخ به هم وصل شده اند. پشت سر کلاه دختر همیشه یک منگوله نارنجی به چشم می خورد . .

 

شاید بتوان گفت ، یکی از زیباترین صنایع دستی گیلان عروسک کاموایی ماسوله است که تنها در این شهر تاریخی ماسوله بافته می شودو توسط زنان و کودکان ماسوله در جلوی منازل به مسافران و گردشگران فروخته می شود. سوغاتی جذاب از جنس کاموا .عروسک های بافتنی ساخته دست زنان و دختران ماسوله به این شهر شمالی چهره زیبایی بخشیده است.

(IHCGI)Iran handicrafts General Information

با در نظر گرفتن قیمت خرید مواد اولیه این تولیدات و نیز مزد تهیه آن تولید و فروش این عروسک برای تأمین بخشی از کمبودهای مالی خانواده مبلغ چندانی محسوب نمیشود