۲۸
آذر

زیور آلات سنتی

طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای که آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می کند. مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیک و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و کارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.

فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبک های هنری دانست، با تشکیل امپراطوری عظیم هخامنشی، روند نزدیکی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید. هنر فلزکاری ماد و هخامنشی، به دلیل پیوستگی فرهنگی، به صورت دقیق قابل تفکیک نیست. شکوفایی و توسعه اقتصادی، سیاسی به خصوص در دوران هخامنشی، به خلق آثار بسیار با ارزش هنری در تمامی زمینه ها به خصوص در فلزکاری انجامید که نمونه های شاخص آن، از تخت جمشید، پاسارگاد، شوش و همدان، به دست آمده است.

در عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. در ادوار مختلف تاریخی فعالیت های تولیدی وبازرگانی مصنوعات طلا و جواهر و سنگ ها و مواد طبیعی قیمتی رونق فراوانی داشته است و طبقه اشراف و ثروت مندان جامعه عموما از وسایل و اشیاء زینتی گرانبهائی که از طلا وجواهرات ساخته شده بود استفاده می کردند. از شکوه و عظمت دست ساخته های هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود کم است. پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مورخین را برانگیخته است. تئوفیلاکتوس مورخ بیزانسی و ثعالبی مورخ عرب در وصف تاج و تخت پادشاهان مذکور مطالبی نگاشته اند و اعتراف کرده اند که طلا و جواهر سازان ایرانی در عصر خود همواره شهره آفاق بوده اند.

ساکنان ایران زمانی دیرتر به ثروت و فرصت کافی دست یافتند تا روی فلزات کار کنند و از آنها زیـورهایی بـسازند ، که دلیل عمده اش سختی اوضاع معیشت شان بود در مقایسه با میانرودان و کناره های درهٔ نیل که آب فراوان و کشاورزی آسان داشتند .

فلزات و سنگهای قیمتی از دیرباز در دستهای ماهر بشر به شکلهای تزیینی و هنری درآمده است تا چون زیور شخصی ، یا از جهت حیثیت اجتماعی ، و نهایتاً در راه نیات آیینی به کار برده شود . از دیرزمانی چون ۵۰۰۰ سال ق م در مصر ، و حدود ۲۵۰۰ سال ق م در میانرودان ( بین النهرین ) جواهرات و آرایه های دل انگیز ساخته می شد ، که نمونه هایی از آن ـ مشکوف در کاوشهای شهر باستانی اور ، در جنوب بابل و وابسته به تمدن سومر ، به توسط سرلناردوولی ـ از نظر می گذرد .

ساکنان ایران زمانی دیرتر به ثروت و فرصت کافی دست یافتند تا روی فلزات کار کنند و از آنها زیـورهایی بـسازند ، که دلیل عمده اش سختی اوضاع معیشت شان بود در مقایسه با میانرودان و کناره های درهٔ نیل که آب فراوان و کشاورزی آسان داشتند .

با این همه زیورهای مسی و رشته هایی از مهره و دانه به رنگها و ترکیبات گوناگون از میانه دوره مفرغ ، یا حدود ۳۰۰۰ تا ۱۳۰۰ ق م به دست آمده است . تپه حصار دامغان که واقع بر جادهٔ معادن سنگ لاجوردبدخشان قرار داشت از حدود سال ۲۰۰۰ ق م آنقدر توانگر شد که مرکز نخستینی برای زرگری و نقره کاری واقع گردید ، گرچه زیورها و اشیاء گرانبهایی که در آن جا ساخته می شد از ظرافت و تمامکاری بسی به دور بود .

انقراض امپراتوری سومری با سقوط و انهدام شهر مرکزی اور در ۲۰۰۶ ق م عواقب مهمی را موجب شد که یکی نابودی اشیاء همراه بردنی به عنوان غنایم جنگی بود ، و دیگری پراکنده شدن یا بی خان و مانی پیشه وران ، یعنی همام رویدادهایی که به دفعات بسیار ، زیانبخش فرهنگهای اقوام گردیده است.

باید در نظر داشت که بر طبق مدارک معتبر ، هم از لحاظ منطقه ای و هم از جهت نظم تاریخی ، بر اثر حفاریهای خطاکارانه و به دور از نظارت علمی ، در تعیین جایگاهها ، دوره ها ، تقدم و تأخر سنه ها ، شرایط اقتصادی و اوضاع اجتماعی ، و خصوصاً ارتباطات و داد و ستدها ، آشفتگی بسیار به میان آمده ، و اصالت تولیدگاهها و قدمت ، اعتبار و سندیت عتیقه ها و زیرخاکیها در بازار ارزشها سخت مشکوک و متزلزل گردیده است ، و بیش از همه در مورد جواهرات و فلزات گرانبها و اشیاء کوچک همراه بردنی . به هر صورت مسلم است که این گونه اقلام همه جا و همه وقت در گردش دست به دست بوده است .

در نیمهٔ اول هزارهٔ دوم ق م جواهرات تولید شده در شوش مشتمل بود بر دستبندها و گردنبندهای آراسته به مهره های گرمکی شکل و دانه های وسطی ( فاصله انداز ) از طلای تو خالی ، که زنان و مردان متساویاً زیب پیکر خود می ساختند . در نتیجهٔ کاوشهای علمی به عمل آمده در تورنگ تپه ، حسنلو ، دینخاتپه ، گوک تپه ، دیلمان ، و نیز به دست آمدن اشیائی از املش ، جواهراتی قابل سنه گذاری شناسایی شده اند که مسیر تحول و طیف طرحها و همچنین اسلوبهای معمول در ایران شمالی را آشکار می سازند ،

مشتمل بر :

آویزهای گوژکاری شده گرد یا ستاره ای ، گوشواره های ملیله کاری به ریخت هلال ماه یا به شکل حلقوی مارپیچ ، انگشتری و گردنبندها با دانه های عقیق جگری و مهره های مجوف و شیاردار ( خیاره دار ) طلا ، همچنانکه نیمتاج و پولک و دگمهٔ تزئینی .

گوشواره ای جالب توجه که به اهتمام پروفسور دایسون در حسنلو مکشوف گردیده است شبیه به خوشه ای از گویچه های کوچک طلا ، مانند دانه های انگور ، ساخته شده ، و از جهت بافت جودانه ای ( دان دان ) سطحش شباهتهایی با نمونه های نقش برجسته های سنگی آشوریان دارد . چنانکه پیداست عرصهٔ الهامگیری جواهرساز ایرانی نسبت به ازدیاد مشتریانش گسترده تر می گردیده تا پاسخگوی تقاضا بماند .

نخستین نمونه های دستبند طلای ایرانی تشکیل یافته از دو حلقهٔ مجوف طلا پیچیده به دور یکدیگرو با دو انتهایش به شکل کلهٔ شیر در یکی از گورهای مارلیک پیدا شده است . این نمونه ای آغازین از پیدایی دستبندهای طلایی است که با همین ویژگی کلهٔ جانورانی بیرون رسته از دو انتهای حلقهٔ تو خالی ، و با نازک کاریهای الحاقی ، در دورهٔ هخامنشی به انواع مختلف ساخته می شد .

با گام نهادن به قرن بیستم صنعت طلا جواهر سازی ایران وارد عصر جدیدی شد. زیرا به تدریج لباس های ایرانیان از حالت سنتی گذشته خارج گردید و در اثر افزایش رفت و آمد های مردم ایران به ویژه با اروپائیان تاحدود زیادی صنعت طلا وجواهر سازی هم تحت تأثیر قرار گرفت و سبک های جدیدی در تولید مصنوعات مردم پسند به کار گرفته شد از جمله جورجیایی، ویکتوریایی و ادواردی. البته در تاریخ ایران پس از استقرار سلسله پهلوی نیز تزئینات شاهی نظیر تاج جدید، چوگان جدید، جامه های جدید و غیره ساخته شد که هم اکنون در موزه جواهرات بانک مرکزی نگهداری می شود.

به هر صورت تاریخ طلا و جواهرات ایران سرشار از غرور و افتخارات فراوان برای سازندگان و هنرمندان این صنف و صنعت است و نشان می دهد که همواره در طول تاریخ این کشور طلا و جواهر سازان هنرمند ایرانی باخلق آفرینش های بی نظیر و بی همتا، توانسته اند توجه جهانیان را به خود جلب کنند.

به هر حال برای ساخت زیورآلات سنتی كه امروزه بیش تر در شهرهای گنبد كاووس و استاهای كردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان و هرمزگان تولید می‌شود، از طلا و نقره و نگین‌های شیشه‌ای رنگین استفاده می‌شود. زرگرانی كه كارگاه های آن ها در شهرها قرار دارد، چنین زیورآلاتی را – كه حتی انواع خاصی از آن به نام «پیشانی‌بند» برای تزیین اسب به هنگام اعیاد و جشن‌ها كاربرد دارد- ساخته و پرداخته می‌كنند.

این نكته نیز گفتنی است كه در حال حاضر جواهرسازان شهرهای بزرگ كه بیش تر كارشان ساخت زیورآلات جدید برای زنان ساكن شهرهاست، معمولاً از طرح‌های زیورآلات دوره‌های ایران باستان، استفاده می‌كنند و این در مجموع موجب استقبال بیش تر از سوی متقاضیان می‌شود.