۲۳
آبان

قواره بری

Related imageقواره بری ( اسلیمی بری ) یکی از هنرهای سنتی و صنایع دستی تزیینی – کاربردی ایران است . قواره بری نام ناآشنایی است که دراکثر خانه های دوره ی صفویه و قاجاریه ، زینت بخش درها و پنجره ها و اُرُسی بوده است .

طرح و نقش قواره بری

قواره بری هنری است با پیشینه ای نه چندان قدیمی ، که در دوران صفویه آغاز شده و در دوره قاجاریه به اوج خود رسید . این هنر که از لحاظ تکنیک و شیوه ی اجرا ، نزدیک به گره چینی است در حقیقت به کارگیری نقوش گردان است و بسیاری از آن به اسلیمی چینی یاد می کنند . اما تفاوتی که در این دو وجود دارد سادگی و نوعی به انتزاع رسیدن نقش ها در قواره بری است . در واقع محدوده ی قرارگیری قطعات چوبی ، برش طرح ها و امکان شیشه خوری آن ، نقش ها را کمی دچار دگرگونی ساخته و گاه نقش های بدیعی پدید آورده است . از مرسوم ترین آن ها می توان به نقش بته اشاره کرد . البته نباید فراموش کرد که گاه ظرافت و پُر کاری بیش از حد نقوش که بسته به درجه ی اهمیت آن ها در محل قرار گیری دارد ، چیزی کم ازیک اسلیم پُر کار ندارد .

به طور کلی تغییر در نقش ها برای بالا بردن قابلیت های اجرایی و کار آمدی و یا مشابه طرح مفاهیمی است . در حقیقت قواره بری ، به کار گیری نقوش بر روی چوب است . این نقوش بسته به محل و موقعیت قرار گیری تفاوت بسیار داشته و دست هنرمند ، در تغییر و ایجاد نقش های جدید باز است و از این رو است که تنوع نقش ها بسیار زیاد است . از پیچش های ساده گرفته تا نقش های گلدانی و … در گره چینی ، نقش ها گره هایی است هندسی و منظم ، ولی درقواره بری ، نقوش ، اسلیمی های پیچیده و منحنی است که در حقیقت بخشی از قواره بری محسوب می شود .

قواره بری در استان های اصفهان، قزوین و کردستان رایج می باشد.

مراقبت ازقواره بری

روش نگهداری آن حفاظت از رطوبت مداوم ، حرارت و آتش و اشیای نوک تیز و برنده بوده و با دستمالی نمناک قابل تمیز کردن است .

هنر قواره بری و جایگاه آن در معماری دورۀ قاجار

از جمله نوآوري ها درتزيينات معماري ساخت وتزيين انواع پنجره به شیوۀ قواره بری چوب است ، که علاوه بر تزئین بنا، از لحاظ فنی نیز دارای خصوصیات وشاخصه هایی منحصر به فرد است. قواره بری در فرهنگ معماری سنتی ایران به معنای برش اشکال منحنی از چوب و آجر است. بر اساس مشاهدۀ نمونه های موجود این گونه استنباط می شود که اولین آثار در دورۀ زندیه ساخته شده اند و بیشتر شامل قاب بندی هایی برای اجرای گره چینی چوبی بوده اند، اما به تدریج دردورۀ قاجار از هنری حاشیه ای تبدیل به هنر مستقل گشته وبه طورآزاد در درها،پنجره ها و به خصوص در اُرسی ها دیده می شود.
هنر قواره بری به دلیل اصالت طرح ونقش وتنوع وزیبایی نقوش، خصوصیات فنی آن مانند استحکام و دوام و نیز نورپردازی خاصی که در ابنیه ایجاد می کند، در بسیاری از بناهای اواخر زندیه و قاجار مورد استفاده قرار گرفته است و به این آثار زیبایی و عظمت خاصی می بخشیده است. قواره بری چوب هنری است تکامل یافته از هنر زیبای گره چینی است و همانند آن از کنار هم قرار گرفتن قطعات بریده شده از چوب به نام آلت1 و اتصال میان آن ها ساخته می شود. در قواره بری نیز مانند گره چینی، اتصالات به صورت فاق وزبانه است که به علت وجود انحنا در آلات چوبی دقت وظرافت کار زیادی را می طلبد.
در گره چینی چوب از نقوش هندسی و در قواره بری، از نقوشی با خطوط گردان و منحنی استفاده می گردد. از دیگر وجوه تمایز میان گره چینی و قواره بری این است که گره چینی گاه به صورت پوک و بدون لقط2 ساخته می شود؛اما قواره بری همواره دارای لقط است که معمولا از جنس شیشه یا با کمک سایر هنرها مانند پارچه بری 3 چوب این لقط را می سازند. طرح در آثار قواره بری به طور معمول از تکرار یک واحد اصلی به نام «واگیره» است. نقش مایه ها بیشتر شامل نقوش اسلیمی ،بته، قاب قابی، بندی، گلدانی وحیوانی مانند انواع پرندگان است ودر برخی موارد به خصوص در اثار اواخر دوره قاجار، نقوش از نقش مایه های هندسی نظیر دایره وبیضی استخراج می گردند.
کادر این واگیره ها، شعاعی، مربع ویا مستطیل است که واگیره ای شعاعی نسبتی مشخص از دایره است. این واگیره ها به صورت انعکاسی وگاه انتقالی تکرار می شوند و نقش اصلی را در متن و یا حاشیۀ کار رقم می زنند. همان طور که ذکر شد، از جمله کاربردهای قواره بری ها در در پنجره ها، ارسی ها و درهاست که علاوه بر زیبایی، دارای تنوع و گونه گونی بوده و به بهترین وجه ممکن شیوه های قواره بری دوره قاجار را به نمایش می گذارد. به استناد شواهد تاریخی، شاید بتوان کهن ترین مدارک ونمونه های در و پنجره در معماری ایران را در نگاره دژهای مادی یافت. درهمه آن ها دروازه هایی وجود دارد که دارای در دولته ای است که به گمان فراوان از چوب ساخته شده و روی آن اهنکوب بوده است.روی جام های ساسانی نیز نگارۀ چند ساختمان که برخی از آن ها به نیایشگاه و برخی دیگر به دژ می ماند( همانند دروازه های مادی)دیده می شوند.
با این تفاوت که لنگه های آن تبدیل به مستطیل شده و هلالی ونالی بالای آن با نگارۀ «خورشید» پر شده است. این بخش هلالی شکل، کمابیش استمرار خود را حفظ کرده است، به نحوی که امروزه به هلالی بالای در وپنجره «خورشیدی»4اطلاق می گردد(معماریان،558:1390). در ذیل به معرفی بناهای سلطنتی تهران در دورۀ قاجار که درهای آن ها دارای «خورشیدی» هستند پرداخته خواهد شد و ویژگی های این نمونه ها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.


  1. آلت : چوب هايي که در ساختن پنجره به کار مي روند. قطعاتي از چوب که با طرح و شکل مشخص تراشيده شده و در ساخت پنجرة مشبک به کار مي روند(عبدي فر،17:1392).
  2. لقط: اشکال هندسي محصور در آلت های تزئینات گره چینی (فلاح فر،242:1388)که در قواره بری این اشکال بر حسب نوع نقش مایه ایجاد شده توسط آلت ها به شکل هایی با خطوط منحنی تبدیل می گردد.
  3. پارچه بری: از شيو ه هاي تزئيني و مشبک سازي با چوب براي در و پنجره ها از صفحات تکه چوبي (همان: ٥١).
  4. قواره بري بالاي درها و پنجر ه هاي دولته ای را «خورشیدی» گویند(امرایی،188:1383).

معرفی بناهای سلطنتی مورد مطالعه و درهای دارای خورشیدی در آن ها

کاخ ها همواره چشمگيرترين مکا نها براي نشان دادن هنر دست هنرمندان در هر دوران است و همواره بهترين وچيره دست ترين هنرمندان هر عصر در ساخت و پرداخت بناهاي سلطنتي دوران مشارکت داشته اند. در دورة قاجارنيز کاخ هاي زيادي در نقاط مختلف ايران به دست زبده ترين هنرمندان ساخته شده اند که در اين بين چهار مجموعه بناي گلستان، نياوران، باغ فردوس و مسعوديه (که به طورمستقيم و غيرمستقيم به خاندان سلطنتي منتسب هستند)،به دليل قرارگيري در پايتخت قاجار، مناسب ترين محل براي هنرنمايي معماران و هنرمندان بوده اند و در آنها مي توان زيباترين و منحصربه فردترين آثار معماري و تزئينات وابسته به معماري اين دورة تاريخي، به خصوص تزيينات چوبي شامل در و پنجره هاي ساخته شده با تکنيک گره چيني و قواره بري را در سطحي وسيع مشاهده کرد.
همچنين، ازآنجا که اين بناها در طول ساليان مختلف از حکومت قاجار ساخته و تزئين شده اند، با تحقيق و پژوهش بر روي آنها مي توان تنوع و گوناگوني نقوش و نيز تغييرات اعمال شده بر تزئينات قواره بري در طول حکومت قاجار دست يافت.مجموعة کاخ گلستان

عمارت بادگير: عمارت بادگير در زمان فتحعلي شاه(1250-1212 ه.ق) در ضلع جنوبي مجموعه کاخ گلستان ساخته شده است، اما در زمان ناصرالدين شاه) ۱۳۱۳-۱۲64ه.ق) توسط حاج علي خان حاجب الدوله تغييرات قابل توجهي در آن انجام گرفت (گودرزي،199:۱۳۸۸). بادگير حياطي کوچک و تالاري بزرگ دارد که اُرسي، ستونها و ديواره و سقف آن تماماً با نقاشي، آيينه کاري،گچ بري، منبت کاري و مرمر پوشيده شده است و از اين نظر يکي از تالارهاي پرکار و جالب عمارات سلطنتي در دورة قاجاريه به شمار مي رود( معيرالممالک،42:1341؛ گودرزي ،199:1388). ساختمان داراي يک زيرزمين نيز هست که در دوره های بعد، چهار راهرو و چهار بادگیر به آن افزوده شده است و به همين دليل آن را «عمارت بادگیر» نامیده اند(معماريان،413:1390).
در اين بنا، سه نمونه از خورشيدي ها در قسمت بالاي درها وجود دارد که به علت تناسبات و نقش مایه هاي خاص خود و همچنين تلفيق قواره بري با گره چيني در دو نمونه از خورشيدي ها، چشمگير ومنحصربه فرد هستند. در تصوير ۱، يکي از درهاي داراي خورشيدي نشان داده شده که در دو سمت شرقي و غربي عمارت بادگير به صورت قرينه قرار دارد.خصوصيت قابل توجه خورشيدي اين نمونه در فرم کلي خورشيدي است که از نيم دايره بزرگتر شده و در قسمت مرکزي دايرة کامل ديده مي شود. قابل ذکر است که اين درها تالار اصلي را به فضاهاي جانبي متصل مي کنند.
تصاوير ۲ و ۳ درهاي خورشيدي داري هستند که در سمت جنوبي تالار و مقابل به ارسي نه دري کار گذاشته شده اند.تکنيک خاص به کار رفته در اين درها و ترکيب قواره بري با گره چيني اين دو اثر را به آثاري منحصربه فرد تبديل کرده است. نمونة ديگر اين نقش و تکنيک را مي توان در خورشيدي ارسي هاي خانه اميني هاي قزوين مشاهده کرد.واگيرة اين دو نمونه خورشيدي شبيه به هم و به صورت شعاعي و تَرک های (1/16) دایره هستند.
ايوان تخت مرمر (ديوان خانه): بناي ايوان تخت مرمر يکي از بناهاي کهن و تاريخي شهر تهران است که عمر و سابقة تاريخي برخي از بخش هاي آن از همه قسمت هاي ارگ سلطنتي تهران بيشتر است. در تاريخچة شهر تهران گفته شده است که در تابستان سال ۱۱۷۳ هجري قمري هنگامي که وکيل الرعايا (1193-1119ه.ق)براي تصفيه کار آذربايجان به طرف چمن سلطانيه حرکت کرد دستور داد يک دست عمارت خاصه و ديوان خانة بزرگ به سبک ساساني و باغي در جنب آن بنا کنند.
بنابراين بنياد ايوان تخت مرمر يا چنان که سابقاً گفته اند «ديوان خانه يا ايوان دارالعماره» از عمارات کريم خاني و از بناهاي عهد زنديه در داخل ارگ سلطنتي به شمار مي رود (ذکاء، 41:1343). ساختمان دیوان خانۀ کریم خانی به دست آقا محمد خان (1212-1210ه.ق) تغییر یافت که در دوره های بعدی نیز هم دگرگونی های دیگری دیده شده است،به نحوی که بارها ارسی های آن تغییر یافته و به در وپنجره تبدیل شده است. شکل در و پنجره ها هم تغییر کرده اند ولی نگارگری های آن هنوز بر جا مانده است(معماریان،416:1390).تالاری که تخت در آن نصب شده است به سه قسمت تقسیم شده است. در وسط ایوان شاهی در طرفین آن دو اتاق برای تشريفات و پذيرايي قرار دارد.
اين اتاق ها با پنجره هاي خاتم و نقاشي تزئين شد ه اند و شيشه هاي رنگارنگ دارند.درهاي خورشيدي در اين عمارت در دو طرف ايوان و در محل ورودی به فضای اصلی تخت مرمر است و این درها به دليل تزئينات ظريف و استفاده از تزئينات خاتم مربع روي آلات قواره بري در خورشيدي درها، قابل توجه وچشم نوازند(تصوير4 .( نمونة ديگر از اين درها مربوط به اتاق هاي پذيرايي در دو طرف ديوان خانه است که نور مورد نياز به اين اتاق ها را از طرف محوطة اصلي باغ گلستان تأمين مي کند. گفتني است که طرح قواره بري اين درها به نسبت درهاي تالار اصلي بسيار ساده تر است(تصوير5).

کاخ ابيض

در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه(1313-1264ه.ق)سلطان عبدالحميد پادشاه عثماني مقداري اثاثية عالي و گرانبها براي شاه ايران هديه فرستاد. چون در آن هنگام تقریبا همۀ کاخ ها از اثاثيه متعدد پر و آراسته شده بودند و جايي براي نهادن و نصب هداياي سلطان عثماني باقي نمانده بود، از اين روناصرالدين شاه تصميم گرفت که در گوشه جنوب غربي محوطة گلستان، که پيش از آن محل کلاه فرنگي يا برج آقا محمد خانی بود،کاخ جدیدی بنا کند و هدایای سلطان را در آن جاي دهد (ذکاء، 316:1349).ازین رو کاخ ابیض در ضلع جنوب غربي کاخ گلستان در سال ۱۳۰۶ هجري قمري ساخته شد (نجمي،83:1370).
بر خلاف سایر ساختمان های کاخ گلستان که در زمان ناصرالدين شاه به سبک تلفيقي ساخته مي شدند، دو ساختمان عمارت خوابگاه و کاخ ابيض در زمان وي به سبک معماري نئوکلاسيک اروپا بنا شدند (قبادیان،134:1383). به هر حال به علت سفيدي رنگ نماي ساختمان که به شيوة بناهاي قرن ۱۸ ميلادي اروپا گچ بري و نماسازي شده و پله ها و ازاره هاي سرسراي کاخ نيز از مرمر سفيد رگه دار بود بناي جديد كاخ ابيض ناميده شد(ذکاء319:1349).
از آنجا که اين بنا متعلق به دوره اي است که بناها و تزئينات آنها به سبک نئوکلاسيک اروپا بودند، به طور چشمگيري از تزئينات اصيل ايراني مورد مشاهده در ديگر بناهاي مجموعة گلستان، در اين کاخ کاسته مي شود و يا تا حد امکان به سادگي اجرا شده اند. درهاي خورشيدي دار اين بنا تنها داراي يک نقش سادة شعاعي هستند که درتمامي اين آثار تکرار شده اند. اين درها به تعداد زياد و در سمت غربی کاخ ابیض در نمای طبقه دوم وبه عنوان در_ پنجره ديده مي شوند. تزيينات ايراني در اين عمارت اهميت خود را تا حدي از دست داده اند (تصوير6)

مجموعه نیاوران

کاخ صاحبقرانیه:

در مرآت البلدان در ذکر جهان نمای نیاوران ذکر گردیده،که در ابتدا به امر فتحعلی شاه (1250-1212ه.ق) در محلي که اکنون کاخ نياوران است، عمارتي مختصر بنا شد و در فصول گرم سال شاه در آنجا اقامت می کرد. محمدشاه (1264-1250ه.ق)نيز مقداري بر آن بنا بيفزود. ناصرالدين شاه (1313-1264ه.ق) آن بنا را خراب کرد و به کمک حاجي علي خان اعتمادالسلطنه قصر و عمارتي زيبا بنا کرد. .شرح آن در المآثر و الآثار نيز ذکر گرديده که چون پس از قرن نخستين پادشاهي ناصرالدين شاه عمارت تجديد بناي کلي يافته بدين سبب صاحبقرانيه ناميده شده است (کريمان،206:1355).این بنا چون بر تمام پهنة جنوبي دامنة توچال اشراف داشت و همه جا ديده مي شد، آن را جهان نماي نياوران خواندند) همان، 553:1356). از اين تاريخ به بعد از نام عمارت جهان نما در متون تاريخي اثري نيست. معلوم نيست کاخ صاحبقرانيه جايگزين عمارت جهان نما گرديده است يا اين هر دو هم زمان وجود داشته اند و محل عمارت نياوران در باغ در جاي ديگري بوده است) مختاري طالقاني،1385).1
اين بناي دوطبقه حدود ۴۰۰۰ مترمربع مساحت دارد.در مرکز هر طبقه تالاري مرکزي با شاه نشين قرار دارد و در دو طرف آن راهروهايي ديده مي شود. حوضخانه با چهار ستون و تزئينات گچ بري در طبقة همکف قرار دارد(بهزادفر،250:1387). در داخل بنا مجموعه متنوعي از هنرهاي وابسته به معماري مانند گچ بري، آينه کاري،حجاري، نقاشي، قاب بندي و آلت چيني در قسمت هاي مختلف بنا به کار رفته اند.مشخص نيست که کداميک از تزئينات و آرايه هاي موجود در فضاهاي مختلف عمارت صاحبقرانيه که در وضعيت حاضر وجود دارند، اصلي و کداميک الحاقي است (مختاري طالقاني،1385). قدمت بالاي عمارت صاحبقرانيه و بازسازي هاي انجام شده بر روي آن در طي سال هاي مختلف از دورة قاجار، به خصوص مرمت کلي که در زمان ناصرالدين شاه و به سال ۱۲۶۸ هجري قمري به صورت گرفت، سبب گرديده که تزئينات ديواري موجود در آن نيز بر حسب زمان و با سليقه معماران دوره هاي مختلف بازسازي شوند.
آثار قواره بري اين کاخ نيز به همين دليل داراي تنوع زيادي در طرح و نقش هستند به طوري که در اين عمارت و حوضخانه مربوط به آن طيف گسترده اي از نقوش قواره بري، شامل نقوش گردان و اسليمي هاي پيچيده (تصاوير ۹ و 10) ، طرح هاي قا ب قابي ايجاد شده با نقوش بندي و نيز طرح هاي هندسي ساده با نقوش دوکي شکل (تصاوير ۷ و 8) وجود دارد. اين درها با نقوش متنوع در ورودي اتاق ها، سالن ها و نيز به عنوان نورگير و پنجره ساخته شده اند.

عمارت باغ فردوس

هنگامي که محمدشاه (1264-1250 ه.ق)به پادشاهي رسيد، خواست تا در شميران کاخيبنا کند. بدين منظور زمين هاي باير واقع در سمت شمال غربي جاده قديم اوين را برگزيد و قلعة محمديه را بنا نهاد. حسينعلي خان معيرالممالک که از نزديکان شاه بود، تصميم گرفت تا در نزديکي قلعة محمديه محلي مناسب براي خود بسازد. به همين خاطر خانه ها و زمين هاي واقع در سمت جنوبي قلعه را خريداري کرد و عمارتي نه چندان بزرگ به سبک آن دوران که «فیل گوش» ناميده مي شد، بنا کرد و باغي پهناور و زيبا گرداگرد آن ايجاد کرد و آن را «باغ فردوس» نام نهاد. باغ و عمارت اندرونی در ضلع جنوب غربی باغ فردوس واقع بود و به خاطر دستگاه بيروني «رشک بهشت» نام گرفته بود که اکنون نشاني از آن نمانده است.
(معيري،1376).عمارت باغ فردوس يکي از بناهايي است که با شروع دوران تجدد در معماري ايران، با الهام از ساختمان هاي اروپايي، احداث شد. اين باغ و عمارت که يکي از نمونه هاي بسيار زيباي معماري و باغ سازي دوران قاجار است1 از بسياري جهات با باغ ها و ساختمان هاي آن دوران قابل مقايسه است (قادر،1380).
يکي از عوامل تزئيني اين بنا در و پنجره و اُرسي هاي زيباي آن است که با شيشه هاي رنگين مزين شده اند و هنگام روز به واسطة تابش خورشيد منظره زيبا و دلفريبي را ايجاد مي کنند. درها و پنجره ها همه از چوب و شيشه رنگين و هلال فوقاني پنجره ها از آينه و چوب منبت کاري شده، ساخته شده اند.در تالار اول و شاه نشين جنوبي آن اُرسي هاي بزرگي با منبت کاري و شيشه هاي رنگي و آينه قرار دارد (روزی طلب،174:1389).
در اين بنا نيز همچون ديگر بناهاي سبک نئوکلاسيک اواخر عصر قاجار سعي شده است تا تزئينات ايراني را بسيار ساده تر از دوره هاي قبل به کار گيرند. درها و اُرسي هاي قواره بري شده عمارت به خصوص خورشيدي ها نيز مانند ديگر آرايه هاي معماري، بيشتر با نقوش ساده وتکراري ولي در تعداد زياد، در جاي جاي بنا ديده مي شوند و تنها در يکي از اُرسي ها مي توان طرح هاي پيچيده تر وپرکارتر را مشاهده کرد. اما بايد خاطر نشان کرد همين سادگي در نقوش هم خواني زيادي با بنا و تزئينات ديگر آن دارد و به زيبايي عمارت افزوده است(تصاوير ۱۱ و ۱۲).

مجموعة مسعوديه: باغ نظاميه که در جنوب جلوخان باغ نگارستان و غرب باغ سردار ايرواني قرار داشت همان باغي است که باغ مسعودية باقي مانده از آن مورد مطالعه است. باغ نظاميه در سال ۱۲۷۰ هجري قمري مصادف با ۱۲۳۳ شمسي توسط ميرزا آقاخان نوري براي پسرش نظام الملک شروع به ساخت کرد و در سال 1273 هجري قمري به اتمام رسيد. مسعودميرزا- ظل السلطان-)1336-1266ه.ق) پسر چهارم ناصرالدين شاه، که مرتب به باغ نظاميه جهت سکونت رفت و آمد مي کرد، در سال1290 هجري قمري اين محل (باغ-عمارت نظاميه( را از نظام الملک پسر ميرزا آقا خان خريداري کرد و در آن عمارات مفصلي را به سرکاري رضاقلي خان (ملقب به سِراج المُلک) تا سال ۱۲۹۵ هجري قمري بر پا کرد، که از آن پس به مسعوديه شهرت يافت.
ظل السلطان که داعيه وليعهدي و سلطنت داشت، اين باغ و عمارت را چنان بنا کرده بود که روزي قصر سلطنتي ايران شود( نوربخش، 1207:1381). بناهاي موجود، که تاريخ ۱۲۹۵ هجري قمري را بر خود دارند، تنها بخشي از عمارتي هستند که ظل السلطان طي سنوات توانمندي خود از ۱۲۹۰ هجري قمري به بعد در اين محل برپا کرده است. بناهاي معروف به مشيريه و سيد جوادي، واقع در بخش شرقي مجموعه، با تقدم بر بناهاي ديوانخانه و سفره خانه پس از عمارت ديوان خانه و عمارت سر در اصلی (پیاده) پيش از ساختمان جنوبي آن (واقع در شمال حيات خلوت( ايجاد شده است و تاکنون مشخص نشده است که فاصلة زماني ايجاد اين عمارت ها چقدر بوده است.
شايد علاقة زياد ظل السلطان به سلطنت و تقليد در امور و کارها از مقام پادشاهي، براي نشان دادن عظمت و مقام خويش، سبب گرديده تا مجموعة مسعوديه را به عنوان جانشيني براي مجموعه کاخ گلستان بر پا کند و حتي در ساخت تزئينات معماري ايراني سعي شده است تا شکوه و عظمت بناهايي همچون عمارت بادگير و يا تخت مرمر را الگو قرار دهد. در آثار قواره بري اين ابنيه، با وجود آنکه در زماني ساخته مي شوند که در ديگر بناها آرايه ها و نقوش قواره بري رو به ساده شدن دارند، سعي شده است تا در کنار نقوش هندسي ساده، با کمک نقوش بندي و خطوط اسليمي نه چندان پيچيده، طرح هاي زيبا و بي بديلي به خصوص در ساخت اُرسي ها به وجود آورند. اين نقوش زيبا و منحصربه فرد در خورشيدي درها نيز به نحوي قابل توجه نشان داده شده اند(تصاویر13،14و15). قرارگيري عمارت ها در اين مجموعه به نحوي است که از فضاي سبز و نور، بيشترين استفاده را مي کنند.
درهاي خورشيدي دار عمارت هاي سيدجوادي، مشيرالملکي و حياط خلوت به تعداد زياد و با نقش يکسان به عنوان در-پنجره و در نماي ساختمان ها ديده مي شوند و شايد خود اين تکرار باعث زيبايي هرچه بيشتر بناها گشته است. درهاي خورشيدي دار اين مجموعه عمارت، در گذر زمان بارها مرمت و بازسازي گشته اند و سعي شده است تا حد امکان از اصالت بنا کاسته نشود.